سفیر فلسطین: عادیسازی روابط با دشمن صهیونیستی شرعا حرام است

در توضیح این بخش آمده است: «در نیویورک روحانی اجازه داد وزیران خارجه دو کشور، جانکری و محمدجواد ظریف با هم گفتگو کنند. ۲- مهمتر از رقم درآمد ارزی کشور، نحوه خرج آن است. شکستی که البته کتاب «تراژدی امید» در این ۶۴ صفحه سعی کرده بر آن سرپوش بگذارد. محمدجواد ظریف البته در زمره کسانی بود که شرایط را برای دیدار رؤسایجمهور ایران و آمریکا مساعد نمیدید؛ اما یک ابتکار دیپلماتیک جایگزین دیدار شد: روحانی در راه بازگشت از نیویورک به تهران بود که زنگ تلفن همراه به صدا درآمد.

اما نیویورک تایمز اکنون گزارش داده است که دولت ترامپ فعالیت گستردهای در این زمینه داشته است و تنها به روزنامه نگاران محدود نشده است. مشکل نخست و شاید مهمترین آن، اعتراف اسرائیل به عدم توانایی ارتش در حمله زمینی به نوار غزه است. اما نکته اصلی در فصل هشتم، آنجاست که روحانی درباره سه فرصتی که برای صلح با آمریکا داشته توضیح داده و درباره عدم ملاقاتش با ترامپ میگوید و تاکید میکند که اگر اوباما پیشنهاد دیدار میداد، میپذیرفت.

این کارشناس دیپلماسی اقتصادی با بیان اینکه ترامپ، میوه درخت تحریمی دولت اوباما-بایدن را چید، ادامه داد: فشاری که ترامپ بر ملت ایران وارد میکند بر اساس ساختار تحریمی است که دولت اوباما-بایدن ایجاد کرد بنابراین تفاوت این دو حزب در مواجهه با ایران این است که دموکراتها معمولاً به سمت فشارهای نیمه سختتر و بیشتر از جنس تحریمی تمایل دارند و برای همین، این ساختار را ایجاد کردند اما جمهوریخواهان بر فضای نظامی و سخت تاکید داشتند که البته ما در آن حوزه وضعیت بهتری نسبت به اقتصاد داریم.

متأسفانه، برخی از قلمها و زبانها در سالهای متمادی بهخصوص در مراحل مختلف مذاکرات لغو تحریم، سعی داشتهاند خصومت آشکار آمریکا نسبت به ایران را تا سطح یک سوءتفاهم تقلیلداده و حساسیت افکار عمومی درباره مظالم ساکنان کاخ سفید را کاهش دهند. ایشان به گونهای هستند که خوشحالی یا ناراحتی خود را بروز نمیدهند، چون بالاخره کارکشته سیاست هستند اما فشارها از روی او برداشته شد و من این را در چهره آقای روحانی احساس کردم.

خرازی در گفتگویی از مکالمه روحانی با اوباما به عنوان فاجعه سیاست خارجی ایران یاد کرد و گفت: «همه کارگزاران اصلی سیاست خارجی، وزیر امور خارجه، معاون مربوطه مخالف چنین حرکتی بودند. منافع ملی داور نهایی در قضاوت نسبت به سیاست خارجی است.

آمریکاییها در این شرایط قدرتشان به نسبت کمتر از گذشته شده است. وی ادامه داد: ارزش دلاری مقدار کالای وارده شده در این مدت ۴۰۸ میلیون و ۲۷۹ هزار و ۳۶۹ دلار است که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶۱ درصد افزایش دارد. سیاست خارجی کشورها در عرصه ی گسترده ای به نام محیط بین الملل به مرحلۀ اجرا گذاشته می شود .

دو روزنامهنگار به نامهای «یاسمین ابوطالب» و «دامینا پالتا» به تازگی کتابی به نام «سناریوی کابوسوار» درباره مسائل پیرامون بیماری همهگیر کرونا در دولت دونالد ترامپ نوشتهاند. در بخش «پشتپرده تلفن اوباما به روحانی» ادعا میشود که این طرف آمریکایی بوده که اصرار داشته با رئیسجمهور ایران تلفنی صحبت کند. او در این مقاله عنوان میکند که باوجود فروپاشی اتحاد شوروی و تغییر نظام بینالملل، هنوز راهبرد کلان ایالات متحده تغییر نکرده و از همان استراتژی بین سالهای 1991-1945، پیروی میکند.

در ترکیب نیروهای حافظ صلح سازمان پیمان امنیت جمعی که فعلاً شامل ۲ هزار و ۵۰۰ نیرو است، نظامیان کشورهای عضو این سازمان: روسیه، بلاروس، ارمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان حضور خواهند داشت.

این دیپلمات فلسطینی با یادآوری اینکه قطعنامه های بین المللی زیادی به نفع فلسطین صادر شده است و از تمام کشورهای حامی فلسطین تشکر می کنم ولی نمی خواهیم آنها فلسطین را آزاد کنند، اظهار کرد: فلسطین باید به دست مردم فلسطین با کمک برادران عرب و مسلمان آزاد شود.

استفان والت (استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد) براین باور است که ایالات متحده باید از راهبرد «موازنه از راه دور» استفاده کند، به این معنا که بخش گستردهای از نیروهای نظامی خود را خارج از مناقشه نگه دارد و تنها زمانی مداخله صورت میپذیرد که به هیچ شیوه دیگری نمیتوان از منافع حیاتی محافظت کرد و مداخله آخرین راه چاره است (Walt, 2005: 222-3). آمریکا برای موفقیت در ایفای نقش موازنهکننده از راه دور، باید «مسئولیت خود را به دیگران محول کند».

اصطلاح موازنه از راه دور همچنین توسط کریستوفر لاین (استاد مطالعات بینالملل دانشگاه میامی) در مقالهای درباره راهبرد کلان آینده آمریکا که در مجله امنیت بینالملل (1997) چاپ شد، استفاده شده است. در این راستا پیشنهاد میدهد که استراتژی کلان آینده ایالات متحده به موازنه از راه دور تغییر یابد تا بهشکل بهتری منافع این کشور را تأمین کند(Layne, 1997: 86). مفهوم موازنه از راه دور در دهههای 1970و 1980 هم مدنظر سیاستگذاران آمریکایی قرار داشت و بهنوعی در سیاست دو ستونی نیکسون-کسینجر و استراتژی آمریکا در قبال جنگ ایران- عراق نمود مییافت.

در دولت یازدهم و دوره اول ریاست جمهوری آقای روحانی اعضای کابینه دولت از افرادی با سابقه مدیریتی که قبلا در دولت های قبلی هم سمت هایی رو داشتند استفاده شد.

مولف سعی دارد با پررنگ کردن اغراقآمیز برخی مسائل، نتایج و دستاوردهایی که هیچگاه محقق نشدهاند را به کارنامه روحانی اضافه کند. اینکه رئیس جمهوری ایالات متحده در تصمیمگیری ضعیف و مردد است و یا اینکه نمیتواند نقش رهبری جهان را ایفا و از بهکارگیری نیروی نظامی هراس دارد.

در میان همه کارشناسان و منتقدان تماس تلفنی روحانی و اوباما، «صادق خرازی» که هم دیپلمات است و هم اصلاحطلب، اظهار نظر جالبی در این باره داشته است. البته این اولین بار نبود که روحانی اعتماد خود را به اوباما اعلام میکرد؛ او در ابتدای دولتش در گفتگویی که آذرماه سال ۹۲ با نشریه «فایننشیال تایمز» داشت، در پاسخ به خبرنگار این نشریه که پرسید «آیا آماده دعوت اوباما به تهران هستید و درباره شخصیت رئیسجمهور آمریکا چه فکری دارید؟

بنابراین عجیب نیست که این تماس تلفنی در ابتدای راه دولت روحانی، خودش و تیمش را شاد کرده باشد. اگرچه این روایت ۶۴ صفحهای، نثری روان دارد؛ اما تلاش نویسنده برای «قدیسسازی» از روحانی محسوس است. زمانی حسن روحانی دولت را از محمود احمدی نژاد تحویل گرفت، حجم کل نقدینگی موجود در اقتصاد ایران حدود 479 هزار میلیارد تومان بوده است و اکنون که در حال تحویل دولت به سید ابراهیم رئیسی است، حجم نقدینگی به بالغ بر 3 هزار و 705 هزار میلیارد تومان رسیده است.

مشارکت مرحلهای ایران در پیمانهای یادشده، زمینهی لازم برای اثرگذاری و ارتقای منافع جانبی به منافع اصلی در حوزههای یادشده را به وجود آورده است. آنچه دولت دوازدهم در چهار سال گذشته انجام داد از جهاتی در تاریخ سیاسی معاصر کشور بیسابقه بوده است؛ با وجود همه کاستیها، گرانیها، اشتباهها، نقدها و معایب، هنر اداره کشوری جند ده میلیونی بدون پول نفت در کارنامه این دولت باقی خاوهد ماند؛ این تجربه نه تنها متعلق به قوه مجریه بلکه دارایی ارزشمند نظام جمهوری اسلامی و همه مردم ایران است؛ دولت سیزدهم میتواند با توجه به این تجربه بیهمتا مسیر هموارتری را در جهت گشایش معضلات کنونی کشور بپیماید.

آنارشی به معنای هرج و مرج نیست؛ بلکه به این معنی است که مردم در نظام بینالمللی مرکب از دولتها زندگی میکنند که هیچ اقتدار فائقهای در این نظام وجود ندارد.

ترامپ با بسیاری از مجریان و برنامه سازان فاکس نیوز در تماس نزدیک بوده و حتی با برخی از آنان را در استراحتگاه خود در فلوریدا ملاقات میکند. این تفاوت اصلی میان دولت ترامپ و جو بایدن در قبال مسائل ایران و برجام است. واقعگرایی تصویری تاریک از سیاست جهان ارائه میدهد که در آن دولتها در محیطی که تهدید دائمی جنگ در کمین است بهدنبال بهدستآوردن قدرت هستند.

از این دیگاه حقوق بینالملل تنها یک روبنا است و در قلب روابط بینالملل، روابط قدرت مورد توجه است. به عبارت دیگر، ماجرای «توافق هستهای ایران» صرفاً در مورد «اعتبار» ایالات متحده آمریکا نیست بلکه حاکمیت (استقلال)، هویت اروپایی و موضوعیت اتحادیه اروپا به عنوان یک بلوک مستقل را نیز درگیر میکند. از آنجایی که طیف گستردهای از موضوعات در روندهای تنظیم منافع ملی سیاست خارجی کشورها مشارکت دارند، بنابراین نمیتوان منافع ملی را صرفاً در قالب مفهوم خاصی از روابط و همکاریهای سنتی با سایر کشورها قرار داد.