خلاصه دستاوردهاي دولت احمدي نژاد – ایرنا

تجربه اجرای برجام در دوران «باراک اوباما» نشان میدهد میان «رفع واقعی تحریم» و «رفع کاغذی یا حقوقی تحریم» تفاوت از زمین تا آسمان است. با وجود این، بسیاری از تصمیمها در زمینه سیاست خارجی یا داخلی به نام ملکه اما توسط دولت، پارلمان و سایر نهادها اتخاذ و اجرا میشوند.

اکنون دوحه این تصور را دارد با حمایت از طالبان میتواند حوزه نفوذی را برای خود در آسیای میانه ایجاد کند و یا به موازاتش توان چانه زنی و وزن دیپلماتیک خود را بالا ببرد در صورتی که قطعاً در میان مدت این خود قطری ها هستد که بزرگترین شکست خورده سیاست خودشان خواهند بود.

این یک پیام واضح، روشن و آشکار برای امنیت جمهوری اسلامی ایران است که پولش را قطری ها می دهند. بنابراین، تأثیر نیروهای جهانیشدن از طریق ایجاد تنگنای اقتصادی و سیاسی زمینهساز تعدیل سیاست خارجی ایران شده است. لذا من معتقدم که این فشار و سختگیری اخیر نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران باید از روی مناطق کردنشین غرب کشور و اقلیم کردستان برداشته شود، برای اینکه خطر و تهدید نظامی و امنیتی جدی در کردستان متوجه جمهوری اسلامی ایران نیست.

بعد اردوغان شیاد همین مهاجران را وجه المصالحه و اهرم فشار برای باجخواهی از اروپا قرار میدهد که با روانه کردن آنها به مرز یونان پی گرفته می شود، بعد اردوغان با پول اروپا سیاست دیوارسازی در مرز ایران و سوریه را کلید می زند و با همین سیاست دیوارسازی به نام مقابله با تروریسم کُرد سبب می شود که ایران هم تحریک شود و اقداماتی علیه گروههای معارض کرد واقع در اقلیم کردستان عراق انجام دهد.

موضوع اصلی دعوای نمایندگان دموکرات و جمهوریخواه، فرزندان مهاجران غیرقانونی، به نام «دریمرز» است. همین ترکیه گروه های تروریستی در سوریه و عراق را علیه کردها و ایران ایجاد می کند، آنها را مسلح و تحریک می کند و به دنبالش شاهد آوارگی، ترور، قتل، جنایت و خونریزی در عراق و سوریه هستیم که موجب افزایش موج مهاجران به ترکیه می شود، بعد همین اردوغان سیاست ضد مهاجری را علیه مهاجران عراقی و سوریه عَلَم میکند که به حمله به جان، مال و ناموس مهاجران سوری در خاک ترکیه توسط ترک های ناسیونالیست افراطی می انجامد که طی هفته های اخیر اخبار آن پی در پی منتشر می شود.

افزایش قابل توجه واردات، تعطیلی كارگاه های كوچك و به تبع آن، افزایش شمار كارگران بیكار موجب می شود تا دشمنان نظام از این فرصت ها استفاده كنند و گروه های چپ در پی فضا سازی برایند. چون قطر از سال ها پیش نخستین کشوری بود که دفتر سیاسی را به طالبان داد که سبب مشروعیت بخشیدن دیپلماتیک به گروه تروریسیتی و فراهم آوردن زمینه گفت وگو و مذاکره با آمریکا شد.

در صورتی که سودای تجزیه طلبی جدی در مناطق آذربایجان و قره باغ بعد از جنگ سال گذشته و همچنین مرزهای شرقی کشور در سیستان و بلوچستان به خصوص بعد از بازگشت طالبان به قدرت به شکل جدی فراهم شده است.

چون طالبان در کوتاه مدت بستر و فضای لازم برای قدرت گیری دیگر گروه های رادیکال، افراطی و تروریست در افغانستان را فراهم می کند و به تبع آن امنیت جمهوری اسلامی ایران به گونه ای درگیر خواهد کرد تهران دیگر فکر نفوذ در خاورمیانه عربی را از ذهن پاک می کند. متاسفانه جمهوری اسلامی ایران به جای آنکه توجه خود را صرف کشورهایی کند که برای ایران آسیب و ضرری نداشته اند عملا درگیر بازیگران بیهویتی شده است که گاهی مستقیم و آشکارا به فکر تقابل با ایرانند و گاهی هم در لباس دوستی و پنهانی علیه تهران توطئه می کنند.

بنابراین جا دارد جمهوری اسلامی ایران در اینجا نگاه جدی به تحریکات و تحرکات برخی از کشورهایی که داعیه دوستی با ایران را دارند به خصوص ترکیه و قطر داشته باشد. مطمئن باشید که بخش عمدهای از این اقدامات جمهوری اسلامی در تقابل با کردها حاصل تحریکات و تحرکات امنیتی، سیاسی و دیپلماتیک خود ترکیه است. مگر تحریکات و تحرکات ترکیه هزینه های مالی، نظامی، تسلیحاتی و انسانی ایران در سوریه را به دنبال نداشت؟

یعنی ایران با تحریک ترکیه برای خود هزینه امنیتی ایجاد میکند که فقط و فقط منافع و امنیت ترکیه را به دنبال دارد. قطعاً حکومت طالبانی در افغانستان با پول قطر و حمایت سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک ترکیه عاقبت خوشی برای جمهوری اسلامی ندارد. یعنی بازیگرانی جعلی با تاریخی نه چندان طولانی که پایه، بنیان و ریشه ثابت سیاست و دیپلماتیکی در ارتباطات با دیگر کشورها ندارند.

به هر حال این کشورها تا حدی جا افتاده هستند و هیچ خطری برای امنیت و منافع ما ندارند، اما در عوض ایران روی قطری حساب باز کرده است که بی شک جزو کشورهای بی هویت، جعلی و ناپایدار در حوزه سیاسی و دیپلماتیک است و هر روز با ساز آمریکا و اروپا می رقصد. آیا ترکیه به دنبال تحریک طالبان علیه ایران نیست؟

باز شدن پای پاکستان در منطقه قره باغ و شرکت در رزمایش مشترک نظامی با ترکیه و آذربایجان را دست کم نگیرید. در همین سال، در چندین حوزهی علمیِ مهم، مقام اول تولید علم در منطقه بودیم.

افغانستان در آسیا در تئوری هارتلند مکیندر نیز قرار دارد و دارای شرایط استراتژیک و تنگه های سوق الجیشی است. اکنون هم با کمک های مالی متعدد به طالبان سعی دارد نفوذ خود در افغانستان گسترش دهد. به شکل عملگرایانه آن را در نظر داریم و آمادگی گفتوگوی مستقیم با ناتو درباره طرح پیشنهادی ضمانت امنیتی ارائه شده توسط مسکو را داریم که عدم گسترش ناتو در شرق را شامل میشود.

ضمنا اگر یک جریان اسلام گرا در منطقه شکل بگیرد که زیر نظر جمهوری اسلامی ایران نباشد قطعاً در آینده میتواند بزرگترین تهدید را برای همین ایران ایجاد کند؛ واقعیتی که استالین به خوبی تشخیص داد. کوشش­هایی چون توافق مسکو-واشنگتن در امضای پیمان کاهش سلاح­های استراتپیک (استارت 3)، همکاری نزدیک­تر نظامی-امنیتی در صحنه تحولات افغانستان، عقب­نشینی ایالات متحده از طرح استقرار سپر دفاع موشکی در شرق اروپا، همکاری نزدیک­تر دو کشور در برنامه هسته­ای ایران و نیز بحران هسته­ای کره شمالی و تسهیل روند الحاق روسیه به سازمان تجارت جهانی از جمله مهم­ترین تحولاتی است که روابط روسیه و ایالات متحده در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما بوقوع پیوسته است.

مقامهای آمریکایی مذکور میگویند، اگر روسیه به کییف، پایتخت اوکراین حمله کند، سقوط آن تنها چند روز زمان نیاز دارد. اگر در سال 2004 رقابت در حوزه سیاسی سبب رویایی روسیه و غرب در اوکراین شد، 10 سال بعد و این بار به دلیل یک عامل اقتصادی، دو طرف در برابر یکدیگر قرار گرفتند.

او میگوید: «چندین عامل باید دست به دست هم دهند تا در نهایت یک تصمیم سیاسی گرفته شود. وقتی آمریکاییها تصمیم گرفتند از افغانستان بیرون روند، نیروی هوایی افغانستان در نبودِ تکنیسینهای آمریکایی، فلج شد. اینها علاوه بر آن است که یازده روز پیش محمد بن عبد الرحمن آل ثانی، وزیر امور خارجه قطر در قامت اولین هیات دیپلماتیک به افغانستان سفر کرد و دیداری با طالبان داشت که سعی شد ذیل این سفر، مشروعیت بخشی به حکومت طالبانی در سطح منطقه و جهان داده شود.

اخیراً دیداری بین وزیر امور خارجه خودخوانده طالبان با سفیر ترکیه در افغانستان انجام شد که قرار است ترک ها برخی از پروژههای مد نظر طالبان را به سرانجام برسانند.